املا
یک روز از مادرم پرسیدم:"دوعا یعنی چه؟"
مادرم گفت:"دعا یعنی هرف زدن با خدا.در موقع دعا با خدا سخن می گوییم و از او یاری می خاهیم."
وغتی فهمیدم دعا یعنی چه،تسمیم گرفتم که من هم دعا کنم.چون خیلی کارها هست که باید از خودا بخواهم در انجام دادن آن ها مرا یاری کند.من دعا می کنم که پدر و مادرم حمیشه صالم باشند.دعا می کنم پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های مهربان پیش ما باشند؛چون بازی کردن و حرف زدن با آن ها را خیلی دوست دارم.













این هم عسل خانوم 



آموزگار پایه دوم هستم.